.... چه زيباست آسمان ، آنگاه كه تو نبض طلوعي و نور از چشمان تو صبح را براي شب زدگانِ تاريك، به ارمغان مي آورد !چه بي همتاست پرواز ،آنگاه كه تو بالهايت را با زمينيان قسمت مي كني!و چه بي كران عزتي است در اوج ماندن و در اوج مُردن!آنگاه كه تو از خويش هديه مي كني بي چشمداشت!
...چه با تو فردا روشن است!و چه زيبا مي نمايد دشتزار ،آنگاه كه تو در رقص و سماع گلها به چشم مي آيي!چه با تو تنها نيستم!آنگاه كه تو در لابه لاي فصلهايي!آنگاه كه تو روياي جوانيم را ابدي مي كني!

پرواز رابياموز مرا...! بابک آزاد۱۲/۵/۸۳