بی بی ِمن ،معنی آب بود و نجوای روشنی ِدعا...یک شب وقتی همه خواب بودند و آسمان مهتاب...لبخنده و سبک بال رفت...با الهام از شعر زیبایِ احمد شوشی .
دو چشم عاشق بی بی
شبیه باغ آبادی
دو سبز ناز و بی پروا
به رنگ آبیِ آبی..
ــ
سر سجاده با تسبیح و نجوا
همه شب تا سحر در فکر ما بود
گلویش بود و یک بغض قدیمی...
دو دستش باز و قلبش مثل رویا
ــ
من و بی بی سخنها گفته بودیم
هم از دیروز و هم حالا و فردا
نداستم کدامین شام آخر
ربود از من بهارِ باورم را...