تو نگاه می کنی
امید پر می شود،
غبار کم می شود،
و لالایی این لحظه های با هم بودنمان،آغاز می شود...
تو حرف می زنی
کوهساران سکوت می کنند،
رود می ایستد،
و تـــــــــرانه های واژگان ناب تو،پر بــــــــــاز می کنند...
تو می خندی
گلهای محمدی صورتی تر می شوند!
پیشانیت بلند تر می شود،
بهار پر می شود،
و واژه های مرطوب ایـــــــن شعر،خیس تر می شوند...
تو می خوابی...
سکوت پر می شود،
زمین می ایستد،
لحظه ها جوانه می زنند،
و مــن،از خواب بیــــــــــــــــــــــــــــــــــــدار می شوم...
1_این روزا همش تو تخیلم!کافیه شعرامو یه بار دیگه بخونی!
2-دوس دارم دیگه حتا یه شعر عاشقونه هم نگم!شاعرای اجتماعی عجب قلب بزرگی دارن...
3-کسی که فرش می بافه نباید رو حصیر باشه...
4-یاد گرفتم از کسی اتتقاد نکنم!همه چی آرومه!فقط باید گفت به به!زیبا بود!کارت عجیب درسته!!